‏نمایش پست‌ها با برچسب Private. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Private. نمایش همه پست‌ها

page 21

۷:۵۷

وقتی که خواب ِ خواب باشم و موبایلم کنار بالشت .. فقط اگه یه صدا ازش در بیاد به خودم زحمت ِ بیدار شدن میدم ..
یه چیزی تو مایه های ..

دیس واز جاست منت تو بی ..
یو آر کامینگ بک تو می ..
کاز دیس ایز پیور لاو ..
کاز دیس ایز پیور لاو ..
آی نو یو آر مور افرید ..
دن آی سو آیل ویت ..
کاز دیس ایز پیور لاو ..
کاز دیس ایز پیور لاو ..

زنگ ِ مخصوص ِ بابایـــی .. تنها چیزی ِ که می تونه منو از عالم خوش ِ خواب بکشونه بیرون ..
وقتی چند بار الو الو می کنم و قطع میشه .. تا چند ثانیه فقط می تونم منتظر بمونم و تا چشامو می بندم، دوباره زنگ می زنی اما صدات نمی آد .. تو همون خوابآلودگیم هم توانایی فحش ِ ناموس دادن بر پیکر ِ دولت عزیزم رو دارم با این مخابـراتش ..
خیلی طول نمیکشه که دوباره زنگ می زنی ..
وقتی میگم الو یه صدای همهمه میاد و من می فهمم صدامو می شنوی .. منتظر می مونم حرف بزنی ؛ اما صدای ِ تو نمیآد به جاش صدای ِ یه آهنگ بلند میشه .. یه آهنگ آشنا ..

تو و این خونه رو با هم می خوام ..
تو نباشی دل ِ من می گیره ..
اینو از چشمای تو می خونم ..
بی من این خونه برات دلگیره ..
من با داشتن ِ تو آروم می شم ..
زیر ِ سقف ِ خونه وقتی هستی ..
با تو خوشبختی ِ من تکمیله ..
توی ِ این حال ِ خوشم همدستی ..
شب ِ این خونه پر از احساسه ..
دل ِ من به داشتنت می نازه ..
اگه تو باشی کنارم دستام ..
دست ِ خالی خونه رو می سازه ..!

تا ته ِ فصه بمون با من ..
بذار این دلخوشی عادت شه ..
بیا همخونه ی من تا عشق ..
با تو همرنگ ِ عبادت شه ..

وبعد گوشی قطع میشه و دیگه هم صدای زنگش در نمی آد و من بازخوابم می بره .. یه خواب ِ آروم .. یه خوابی که بازم با صدای تو پاره میشه ! با صدای تو که به زور بلندم می کنی تا پاشم یه چیزی بخورم .. تویی که کلی برای اینکه بیدارم کنی قربون صدقه میری و منی که تو بغلت خودمو لوس می کنم و هی میگم یه ذره دیگه ، خب؟! یه ذره دیگه ! تویی که می خندی و میگی همین الآن! یالا پاشو یه چیزی بخور .. بدوووو ! دستم و میگیری بلندم می کنی، تقریبی تا سیـنه هات می رسم .. سرمو تکیه میدم بهشون و باهات تا آشپزخونه می آم ..
وقتی چراغ ِ آشپزخونه روشنه ذوق می کنم .. وقتی می بینم تی میکر داره کار می کنه .. وقتی شوکولات داریم رو میز .. وقتی تو برام چای می ریزی و با همون خونسردی ِ همیشگی میذاری رو میز و خودتم میشینی رو به روم ..!
عاشق ِ این خونسردی آ تم .. نمیشه بهت گفت چجوری ، اما آرومی و من عاشق ِ این آرامشم ..
گاهی فکر می کنم با آرامشی از جنس ِ تو .. خواب را می خواهم چکار !؟
(مثلن شبا وقتی تو از سرکار میآیی و کلی هم خوابت میآد و اینها :دی)

page 9

۰:۱۰ 31 Comments

من با تو فهمیدم ، زیبایی هم خوبه .. یک مرد ِ مغرور ِ رویایی هم خوبه ..!
من با تو فهمیدم ، دلبستگی بد نیست .. گاهی به یک آغوش وابستگی بد نیست ..!
[ View ]

چقدر این آهنگ ماه ِ ! خواستم بذارمش رو وبلاگ ولی نشد .. ینی فورمت قابل تبدیلش و نداشتم :|
گوش میدمش یاد ِ خودم می افتم .. ینی انگار داره از زبون من حرف می زنه هاااااا .. خصوصا همین یک مرد ِ مغرور ِ رویاییش!
همین مرد ِ مغروری که وقتی رو تخت دراز کشیدین و سرش و می گیری تو بغلت آروم میشی .. وقتی چشماشو میذاره رو هم که مثلا من خوابم ، تو موهاشو ناز می کنی و با سر ِ انگشات همه ی حسی که بهش داری و منتقل می کنی .. بعد سرش سنگین میشه .. با اینکه می دونی خوابه ولی بازم نازش می کنی .. دستت و می کشی رو صورتش .. پشت ِ گوشش ..
صدای نفس هاش می پیچه تو گوش ِت .. بلند بلند و با فاصله .. صدای سوت ِ مماخش !
صورتش و نگاه می کنی ..
غرق ِ خوابه .. مثل ِ یه پسر بچه ی کوچولو تو بغلت خوابش برده .. یه بچه ی شیطون! که حتی وقتی خوابه هم می تونی بفهمی تا اون ثانیه چقدر آتیش سوزونده!
گاهی بیدار میشه و بهت نگاه می کنه ..
یه لبخند می زنی بهش ..
اون دوباره چشماشو میبنده ، سرش رو سینه هات سنگین میشه و ..
...
من آخر ِ رویام !
این زندگی میشه !


"
+ بابایی اگه گفتی اون عکسه مال ِ کی ِ ؟! :دی
تازشم، ساعت ِ بابایی چگده گشنگه ! :دی


+ لازمه یه پست توجیهی ِ دیگه بذارم .. یه سری چیزا رو باید به یه سری دوستان توضیح بدم به زودی ..!


+ آلبوم هلن رو به نظر ِ من از دست ندین .. حس ِ خوبی بهتون میده ..!
خصوصا همین آهنگی که گفتم ؛ حس ِ تازه و تردید ..
[ Download ]

page 8

۲:۰۶

وقتی ازت می خوام زودتر بیای خونه، مثل ِ همیشه نمی پرسی چرا ..؟!
بی هیچ حرفی بهم قول میدی که میایی!
ساعت 12:15 بهم اس می زنی که داری راه می افتی .. جواب نمی دم اما .. تقریبا تا 10 مین دیگه می رسی خونه .. از پنجره دارم پایین و نگاه می کنم ؛ نور ِ چراغهای ماشینت و می بینم و .. تو رو که از ماشین پیاده می شی ..
تندی می رم پشت در وایمیستم منتظرت ..
میآیی بالا .. زنگ می زنی ..
در و باز نمی کنم .. از چشمی دارم نگاهت می کنم که داری دنبال کلیدت می گردی .. وقتی می ندازیش تو قفل ِ در، هنوز نپیچونده .. در و برات باز می کنم و با شیطنت میگم سلام بابایــی!
خنده ات می گیره .. بعد خیلی سریع اخمات و می کشی تو هم و میگی اس ام اس دادم چرا جواب ندادی ..؟!
می خندم .. اولا که علیک ِ سلام ، دوما که جواب نداشت ..!
ااا ِِ ؟! اینجوریه ؟!
میام نزدیکت .. دستامو دو طرف بدنت میگیرم و رو پنجه ی پام وایمیستم تا به زور برسم به لبهات .. لبامو می ذارم رو لبات و میگم آره اینجوریه ! .. بعدم تو یک ثانیه غیبم می زنه ..!
می رم میز ِ شام و بچینم .. تو، تو اتاق داری لباسات و عوض می کنی .. بعدم یه راست میری دست و صورتت و می شوری و از اونجا بلند میگی شام ِ من حاظر ِ یا نه !
میگم نه !
میگی کتک!
میآیی بیرون چشمت می افته به میز .. به به !
مثل همیشه تشریفات کامله ! دست پخت ِ من اما .. هنوز مثل همون اولین برنجیه که خونه مامانت برات دم کردم .. یادته ؟! به ضرب و زور ِ نمک و فلفل و خورشت دادیش پایین ؟! :دی
هرشب بهت قول میدم که فردا دست پختم بهتر میشه .. تو هم هرشب می خندی .. البته سیر ِ صعودی هم داشتمآا !
وقتی شام تموم میشه بشقابت رو می بری تو آشپزخونه .. دستت و می گیرم می کشونمت بیرون .. می ری پای تی وی !
خودم میز و جمع می کنم .. ظرفها رو با دستمال کاغذی پاک میکنم و میذارم تو ماشین .. چراغ و خاموش می کنم و میرم تو اتاق ..
صدات می کنم بیای اینور .. میگم مگه قرار نبود امشب با هم حرف بزنیم ؟!
میگی چرا .. خب بگو ..
نه باید بیایی تو اتاق !
آهان حتما باید تو اتاق باشه ؟! اینجوری نمیشه ؟!
نــــــــه!
می آی تو اتاق .. من رو تخت دراز کشیدم .. یه سیگار روشن می کنی و میآی کنارم دراز می کشی ..
خب بگو .. نه نگو ! این زیر سیگاری ِ من کو ؟! پاشو برو بیارش بعد بگو ..
میرم برات میآرمش و بعد می شینم رو به روت ..
می گی خب ؟!
باشه ، اما الآن می خوام نگاهت کنم ..
مگه ندیدی منو تا حالا ..؟!
نه! دو شب ِ که ندیدمت ..
بعد یواش یواش شروع می کنم به حرف زدن .. درد دل کردن .. حرفهایی که رو دلم سنگینی می کرد .. تقریبا همه چیز و می گم ؛ به جز یه سری که واسه خودمم قابل هضم نیست ..
گوش میدی .. گاهی عصبانی می شی .. گاهی اخم می کنی .. کلافه می شی .. وقتی حرفام تموم میشه جوابمو میدی .. محکم تر از همیشه ..
اولین باره که داری انقدر جدی و طولانی در مورد توهماتم باهام حرف می زنی .. گوش میدم ..!
چیزایی و که دوست دارم چند بار می شنوم .. حک می کنم تو مغزم ، می دونم که اگه بگی یه چیزی و یه بار بهت میگم فقط یه بار میگی .. پس خوب گوش میدم .. از دو - سه تا جمله ات خیلی خوشم میآد ..
بهت می گم اوکی! قبوله! فهمیدم ..
کلافه میگی، شک دارم اصن بفهمی تو ..!
خودمو لوس می کنم برات .. اما باور کن فهمیدم .. گفتم که! فقط یکم دیر می فهمم !!!
یکم ؟!
اوهوم :دی
دستمو می کشم رو صورتت .. میآم روت دراز می کشم .. ذل می زنم به صورتت .. بوت می کنم .. لبامو می آرم نزدیک صورتت ..
...

شب ِ عجیبی بود برام .. شاید برای تو نه! اما برای من چرا ..
به جز حرفایی که زدیم باهم .. تکرار کردن ِ یه اسم از طرف تو ! اسمی که کمتر ازت شنیدم .. اسمی که اگر از بین ِ لبای تو و با صدای تو باشه تا مدتها نعشه ام می کنه ..!
خودت می دونی چی میگم .. و برای من همین که تو می دونی چی میگم کافیه ..!

page 4

۶:۲۰ 13 Comments

بالشت رو میذاره زمین و سرش و میذاره روش ..
رو تخت نشستم .. میگه بدو دیگه ! بهش میگم ببخشید پررو خان باید خواهش کنی ! .. میگه خب لطفا بدو !
باشه حالا چون شمایی ..! می رم موچین و تیغ و قیچی مو از رو میز بر میدارم و کنارش میشینم و شروع می کنم به ورانداز؟! برانداز؟! کردن قیافه اش ..
وقتی ابرو چپش رو که میگه خوشگل ترم هست ، اونجوری که خودم دوست دارم بر میدارم ؛ بهش آینه میدم تا ببینه .. میگه خوبه ، اصن هر مدلی که تو دوست داری خوبه ! حالا اگه راست میگی این یکیو مثه این بردار ، چون این یکی خیلی داغون تره !
راست میگه ..
وقتی دارم ابرو هاشو بر میدارم هی به جون ِ "مونا" غر می زنم (باید آرایشگر باشی تا بفهمی چی میگم ..! مونا هم نوه عمه ی بابایی ِ همونی که تا چند وخت پیش مسئول گند زدن به ابرو ِ بابایی بود که حالا این مسئولیت رو من تقبل کردم :دی)
گاهی هم تعریف می کنم چرا تا صب بیدار بودم .. چرا اعصابم خورده .. اینکه مامان و بابا داشتن راجع بهت حرف می زدن و مریمم همش ازت طرفداری می کرد!
بعضی وقتا مسخره بازی در می آرم ..
وقتی ابرو هاتو بر می دارم حساسیتت شروع میشه .. (آبریزش بینی!) از همون اول عاشق ِ همین تفاهم هامون شدم .. منم همینجوری ام فقط به جای عطسه های تو، برای من از چشمام اشک می آد ! ولی تو آبریزش کلا متفاهمیم
یکم بعد دنبال سیگارت می گردی ..
بهت سیگار میدم و بعد دنبال فندک می گردی .. برات روشنش می کنم ..
همین طور که دراز کشیدی و سیگار می کشی میآم روت دراز می کشم .. سرت و می چرخونی تا دود سیگارت و تو صورت ِ من فوت نکنی ! (اما نمی دونی وقتی دارم ابرو هاتو بر میدارم نباید سرت و بچرخونی؟)
بهت میگم عیبی نداره اگه تو صورتم فوت کنی ..
سیگارتو می ذاری جلو لبام .. نمی کشم اما .. ازت می پرسم شما نمی خوای ترک کنی نه ؟!
میگی چرا ! اما وقتی "....."
چه ربطی داره ؟!
چون اون موقع دیگه پیشمی ..
خب الآنم هستم ..
ابرو هات تموم می شه .. خودم خوشم اومد .. از ترسم اصلا نازک نکردم چون می دونم کتک ِ ! اما مثه مونا هم برات بر نداشتم .. یه جاهاییش هم به خواست ِ خودت گذاشتم تا در بیآد تا شاید بشه بهتر از این درستش کرد .. بهت آیینه رو میدم .. اولش که نیگاه می کنی می خندی ! (خب پس گند زدم!) بعد من و نیگا می کنی و میگی اینکاره ای یاااا !!!
می خندم .. لبات و پیشونیت و ماچ می کنم و می گم حالا دفعه ی بعد که این ابروت مثه اون یکی پر شد بهتر برات بر میدارم .. بعد پا میشی بری دوش بگیری .. منم حاظر می شم تا بریم بیرون .. به یه چیزی هم فکر می کنم که خیلی گنگ ِ درست نمی دونم چی ..

تو ماشین زیاد باهم حرف نمی زنیم ..
همیشه همینجوریه ؛ اگه من فکرم مشغول باشه یا حوصله نداشته باشم یا هر چیز ِ دیگه ای که باعث شه صحبت کردنم نیآد تو هم حرف نمی زنی !
آهنگ یه خانوم خوشگل و اینا رو چن بار می زنم از اول .. بعدم میگم این سی دی رو من با خودم می برم .. فولدر آهنگ ها رو عوض می کنی .. می رن تو یه فاز ِ دیگه ! همون فاز ِ معروف !
سیگارت و روشن می کنی .. میدیش به من .. یکی دیگه برای خودت روشن می کنی ..
شیشه رو میدم پایین .. خیلی حواسم هست از اون حدی که برام تعیین کردی دستم بالاتر نره ! ( اون لامصب رو بیار تو! صد دفه!) یعنی به جز تکون دادن خاکستر حق نداری وقتی سیگار می کشی دستت رو بذاری لب ِ شیشه!
دارم فکر می کنم ..
به همه ی اون چیزایی که درست نمی دونم چی اند!

دو - سه ساعت بعد که می رسم خونه سی دی و میذارم تو دستگاه و دنبال همون آهنگه می گردم .. یه بار گوشش میدم و بعد کل فولدر رو سلکت می کنم و بعدم دراز می کشم رو تخت و خواب !
بیدار که می شم تک تک اول های آهنگا رو گوش می دم تا اونکه تو خواب و بیداری چند بار شنیدم و به خاطر ِ یه تیکه اش خوشم اومده بود و پیدا کنم ! وقتی پیداش می کنم چند بار دیگه گوشش میدم .. خیلی !

کمی مرا نگاه کن ..
کمی مرا نگاه کن ..
که پر نیاز ِ عطر ِ تو ..
چه عاشقانه می تکم ..
دوباره اشتباه کن ..
دوباره اشتباه کن ..
که اتفاق ِ عاشقی ..
گناه نیست شاپرکم ..
در تو تمام می شود ..
کلام ِ آزادی ِ من ..
چه عاشقانه می شوم ..
رویای ِ پروانه شدن ..

بگو کدوم یاس ِ سپید ..
به خلوت ِ بوسه رسید ..
بگو نگاه ِ تو چه داشت ..
که از شبم خواب و پرید ..
که از شبم خواب و پرید ..
طراوت ِ حضور ِ تو ..
سایه ی انتظار ِ من ..
محبـوبه ی شبم بیا ..
بغض ِ مرا قدم بزن ..!
بغض ِ مرا قدم بزن ..!


بعدم این و اون یکی و کپی می کنم رو هارد و فولدر ِ قبلی رو انتخاب می کنم ! معمولا فولدر های سلکشن رو از همه فولدر ها بیشتر دوست دارم!
وقتی شروع می کنه به خوندن ..
چشام داغ می شه .. نفسم می گیره .. قلبم تیر می کشه .. طاقت نمی آرم .. لباس می پوشم و می زنم بیرون .. سی دی رم بر میدارم .. تو ماشین شاید تا مرز ِ مردن می رسم !!! نمی دونم کجا می رم .. یه جای ِ خلوت ِ دور ! همون جای همیشگی .. دنبال آلاچیقی که دوست دارم می گردم اما بازم یکی توشه ! همونجاها وای میسم .. فیلترِ سیگارمو پرت می کنم ته دره ..
تازه می فهمم برای چی باید سیگار کشید ..
تازه می فهمم برای چی نباید ترک کرد ..
خیلی چیزا هست که تازه می فهمم و باز به روی خودم نمیارم ..!


"

برای اینکه روحیه تون عوض شه لینک ِ تصویریه حد ِ سیگار کشیدن ِ یه خانوم تو ماشین رو براتون میذارم ..
هیچی از این پست سر در نیآرید .. حداقل تهش اینه که یه چیزی دور ِ هم یاد گرفتیم :دی
[ View ]